مراد على شمس
789
با علامه در الميزان ( فارسى )
نمىكنم . بيشتر امتهاى قديم نيز معتقد بودند كه عبادت و عمل صالح زن در درگاه خداى تعالى پذيرفته نيست . در يونان قديم زن را پليد و دستپروردهء شيطان مىدانستند ، روميان و بعضى از يونانيان معتقد بودند كه زن داراى نفس مجرد انسانى نيست و مرد داراى آن هست و حتى در سال 586 ميلادى در فرانسه كنگرهاى تشكيل شد تا درمورد زن و اينكه آيا زن انسان است يا خير بحث كنند ! ، بعد از بگومگوها و جر و بحثهاى بسيار به اين نتيجه رسيدند كه بله زن نيز انسان است اما نه چون مرد انسانى مستقل ، بلكه براى خدمت مرد خلق شده ، و نيز در انگلستان تا حدود صد سال قبل زن جزء مجتمع انسانى شمرده نمىشد . « 1 » س 756 - برجستگان از زنان عالم كه در روايات متعدد در ذيل آيهء « يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ » « 2 » آمده است اشاره به چه كسانى دارد ؟ ج - روايات در اين مضمون و قريب به اين مضمون از طرق شيعه و سنّى بسيار است كه سيّدهء زنان بودن بر چهار نفر اطلاق شده است و عبارتند از : 1 - مريم دختران عمران 2 - آسيه دختر مزاحم 3 - خديجه دختر خويلد 4 - فاطمه دختر محمّد صلّى اللّه عليه و آله . كه از رسول گرامى نقل شده است كه فرمودهاند اين چهار زن ، سادات زنان
--> ( 1 ) . الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 140 + الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 7 ، ص 151 . [ با تصرف ] ( 2 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 42 .